توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٣ - خاتمه در سرقات شعريه و آنچه ملحق بآن بوده و غير آنها
السخاء) و حسن الوجه و البهاء و نحو ذلك ( فلا يعدّ) هذا الاتفاق ( سرقة) و لا استعانه و لا اخذ او نحو ذلك مما يؤدى هذا المعنى ( لتقرره) اى لتقرر هذا الغرض العام ( فى العقول و العادات) فيشترك فيه الفصيح و الاعجم و الشاعر و المفحم.
ترجمه
مصنّف گويد:
خاتمه در سرقات شعريه و آنچه ملحق بآن بوده و غير آنها
اتّفاق داشتن دو گوينده اگر در غرض عمومى باشد همچون وصف نمودن كسى به شجاعت و سخاوت اين اتّفاق را سرقت نگويند زيرا غرض مزبور هم در عقول و هم در عادات مستقر ميباشد.
شارح گويد:
خاتمه علم بديع در بيان سرقات شعريه و آنچه ملحق بآن بوده و غير اينها مىباشد
ملحقات به شرقات شعريه مانند:
اقتباس، تضمين، عقد، حل، تلميح.
امّا غير امور همچون كلام و سخن در ابتداء و تخلّص و انتهاء.
تنبيه
مخفى نماند اينكه گفتيم: خاتمه متعلّق به فنّ سوّم يعنى علم